مؤلف مجهول
مقدمه 18
تاريخ سيستان
مثال : « چه شيث بحدّ بلاغت رسيد . . . چه انوش بزرگ شد » ص 41 حدّثنا و اخبرنا ، مضاف به عدد بمعنى آنچه عرب ( معنعن ) گويد ، مثال ، « و به دو روايت حدّثنا و اخبرنا . . . گويد تا بكعب الأحبار » ص 38 خانه خيز ، بمعنى خانه كوچ ، مثال : « فرو آوردن رعايا و خانه خيز بردن ايشان را بقهستان » ص 406 خجاره ، بمعنى اندك ، مثال : « بفروخت بپانزده هزار دينار كه بستدند در مدتى خجاره » ص 389 خداونده ، در مورد مؤنث ، مثال : « و هديها فرستادندى خداوندهء آن را » ص 53 در بندان ، بمعنى حصاردارى ، ص 395 در پيش كردن ، بمعنى در چفت كردن ، ص 282 در سخت كردن ، بمعنى در چفت كردن و مسدود ساختن ، ص 379 دست كردن و پيش كردن ، بمعنى واداشتن كسى بكارى ، ص 76 دست ميان ، بمعنى غلاف و كمر شمشير ( ظاهرا ) ص 222 2 ديگر ، بمعنى ثانى و مانند ، مثال : « مرا دختريست كه امروز تا شرق و غرب او را ديگر نيست » ص 52 ديوال ، بجاى ديوار ، ص 384 براستاى ، بمعنى در حق و در باره ، ( ص 331 ) و اين لفظ در بيهقى ديده شده است . راست گشتن و راست كردن ، بمعانى عديده منجمله اول بمعنى التيام جستن و دوم بمعنى ترميم كردن ، ( ص 67 - 355 ) روز بر آمد ، بجاى طلوع آفتاب ، ص 388 روز مايگان ، بمعنى تقويم و شمار روز و ماه ، ص 267 زبر سون ، بمعنى ( زبر سوى ) يعنى طرف بالا ، ص 14 زفرين ، بمعنى زولفين در ، ص 269 زورين ، بمعنى ( زبرين ) ص 384 - 378 ساخته و ساختن و ساخت ، بمعانى عديده و گوناگون كه از اختصاصات اين لغتست و از آن جمله ساخته بمعنى ملايم و حليم و آرام و ساخته تر بمعنى موافقتر ، مثال : « مردى ساخته بود بى تعصب و بر خوارج ( بر بمعنى با ) ساخته بود و